غرض نقشي است كز ما باز ماند كه هستي را نمي بينم بقايي سعدي
در ميان روزنامه نگاران امروز چهار قسم سبك خبرنويسي مرسو م است:
1- سبك هرم وارونه (Inverted Pyramid )؛
2- سبك تاريخي (Chronological style)؛
3- سبك تاريخي به همراه ليد (Combination Style)؛
4- سبك پايان شگفت انگيز (Surprise ending )؛
افزون بر اين سبكها و به ويژه سبك چهارم كه نسبتاً جديد و مستلزم مهارت است و دو سبك ديگر به نامهاي سبك بازگشت به گذشته (نقطه مقابل سبك تاريخي) و سبك تشريحي (تشريح قسمت به قسمت خبر) هم مطرح هستند كه عملاً هر روزنامه نگاري درطول زندگي حرفه اي خود، خواسته و ناخواسته، به سوي آنها كشيده مي شود و شخصاً آنها را تجربه مي كند. اما بايد خاطرنشان ساخت كه استخوان بندي كلي سبكها را همان چهار سبك نخست تشكيل مي دهند.
پيش از پرداختن به بررسي اين سبكها ذكر اين نكته به صراحت ضروري است كه اگر كسب خبر كاري دشوار و توانفرساست، تنظيم خبر و ريختن آن در داخل يك سبك، كاري بس دشوارتر است........
پنهان زديده ها وهمه ديدها ازوست آ ن آشكار صنعت پنهانم آرزوست مولوي
اگر ارزشهاي خبري با اخبار شكل مي دهند، «عناصر خبري » اخبار رابه نمايش مي گذارند.
هراندازه كه عناصر خبري كامل تر باشند قيافه خبر ا ز نظر اطلاعاتي كه با يد به مخاطب بدهد جذاب تر خواهد بود. عنصر هايي تشكيل دهنده عناصرخبر،كه در ادبيات دروزنامه نگاري مغرب زمين به آنها 5W,S&H مي گويند، به شرح زير هستند:
- (Who) چه كسي (كه)؟
- (What) چه چيزي (چه)؟
- (Where) كجا؟ ؛
- (When) چه وقت (كي) ؟
- (Why) چرا ؟
- (How) چطور (چگونه) ؟ .........................
هر روزنامه اي كه به دست ما مي رسد، حاصل يك سري انتخابهاست اين انتخابها به مواردي چون: «چه موضوعاتي چاپ خواهد شد؟ اين موضوعات در چه وضعي و موقعيتي چاپ خواهد شد؟ چه فاصله اي حجمي (صفحه- ستون) را هركدام به خود اختصاص داد؟ به هريك چقدر اهميت داده خواهد شد؟» ربط دارند. در اين محّدوده هيچ گونه معيار عيني وجود ندارد هرآنچه كه هست، قراردادي است.......
در بسياري از ايستگاههاي راديويي، اداره هايي مثل «گروه ترافيك خبري»، «گروه توليد»، يا « گروه مهندسي» توسط يك نفر گردانده مي شوند. البته اگر واقعاً يك نفر بتواند اين كارها را انجام دهد، اعتراضي نيست، در بخش تحريريه نيز ممكن است فقط يك صاحب امتياز يا مدير امور عمومي كار كند، و يا گروهي از متخصصان در آن حضور داشته باشند كه كوشش گروهي از آنها به نتيجة مهمتري منجر شود. کميّت به خودي خود كيفيت آفرين نيست. و.آلن وايت با سرمقاله هاي آتشين خود در مجلة گازت امپور يا ( در كانزاس) اين حرف را ثابت كرد. وايت به «حكيم امپوريا» معروف بود و در سال 1923 جايزة پوليتزر را به خاطر سرمقاله نويسي برد. يكي از سرمقاله هاي او با عنوان «در كانزاس چه خبر»، به وسيلة حزب جمهوريخواه تجديد چاپ و منتشر شد و اعتبار زيادي در انتخاب ويليام مك كينلي به رياست جمهوري آمريكا، كسب كرد. يك ايستگاه راديويي در يك منطقة كوچك، در صورتي كه صاحب امتياز آن از ته دل به اجتماعش علاقه مند باشد، مي تواند سرمقاله هاي بسيار خوبي ارائه مي دهد. حداقل، او مي تواند گزارشهاي خبري يا روزنامه هاي خارج را مطالعه كند، و سپس با اطمينان بيشتري دولت و كارگزاران محلي را هدف قرار دهد. البته لزوماً اين صحبتها به نتيجه نخواهد رسيد، اما ممكن است براي نمايندگان دولت، روشنگر باشد. آيا صاحب امتياز بايد در مقابل جناح بنديهاي حزبي «بي طرف» بماند؟ يا بايد به گروه « از ما بهتران» بپيوندد و فلسفه خاصي را در پيش گيرد؟ البته مسؤول بي طرف در انتقاد از «خودي» و غير«خودي» در امور دولت آزاد است. اما مسؤولي كه به فلان يا بهمان جناح وابسته است, اغلب به خاطر آشنايي بيشتر و نزديكتر با اتفاقات، سرمقاله هاي شديدتري ارائه مي دهد. اين حكم به شدت به وسايل خبري در دسترس فرد و به شعور او بستگي دارد. .........................
مناظره، مشاجره، مباحثه، مكالمه و مصاحبه اصطلاحاتي شبيه يكديگرند كه هر كدام از آنها در عرصة روابط متقابل اجتماعي، كاربرد ويژه اي دارند. اما در دايره مطبوعات، مصاحبه ابزار اصلي خبرنگار و گزارشگر است. مصاحبه نه مناظره به شمار مي رود نه مشاجره، نه مباحثه و نه مكالمه، بلكه مصاحبه هنر و فن پيچيده و ظريفي است كه در روش شناسي عموم رشته هاي علوم انساني و اجتماعي، جايگاه ويژه اي دارد.
براي عموم روان شناسان، روانكاوان، روان درمانگران، مددكاران اجتماعي، باز پُرسان و كارآگاهان، محققان و پژوهشگران و جامعه شناسان، و بالاخره خبرنگاران و گزارشگران رسانه ها ي جمعي، مصاحبه ابزار عمدة كار است. مصاحبه، دريچة ورود به دنياي ناشناخته هاست و بدون بهره گيري از فنون مصاحبه، انتظار نمي توان داشت كه مطالب و نكات جذّابي را جمع آورد و به خواننده عرضه كرد. اما ضمن آنكه وجوه مشتركي در استفاده از مصاحبه بين به كار گيرندگان آن وجود دارد، مي توان مرزبندي نسبتاً روشني هم در بهره گيري از تكنيكهاي مصاحبه قايل شد. ......
آدمهاي زيادي درگوشه وكنار دنيا هستند كه گاه و بي گاه مطلبي مي نويسند، چند تكّه خبر از اين طرف وآن طرف مي فرستند و خودشان را روزنامه نگارمي خوانند آيا واقعا اينها روزنامه نگارند؟ اگر اينها روزنامه نگارند چگونه مي توان آنها را از افرادِ حرفه اي به طور منظّم براي روزنامه ها و مجله ها و ارگانهايِ داخلي كار مي كنند جدا كرد؟ حال بگذريم از آن عده اي كه براي راديو و تلويزيون مطلب خبر تهيه مي كنند. پس واقعاً چه چيز يك روزنامه نگار را مي سازد؟ روزنامه نگار حرفه اي را به راحتي مي توان شناخت او ....